کنجی که به خاطر رویای آیدل شدن مسخره و اذیت میشود، در یک کاباره جایی برای خودش پیدا میکند و با کمک یک پزشک پیشرو، بالاخره روی صحنه به عنوان خودِ واقعیاش، «آی هارونا»، میایستد.
کنجی که به خاطر رویای آیدل شدن مسخره و اذیت میشود، در یک کاباره جایی برای خودش پیدا میکند و با کمک یک پزشک پیشرو، بالاخره روی صحنه به عنوان خودِ واقعیاش، «آی هارونا»، میایستد.
قشنگ بود. می تونم رنجی که می کشن رو درک کنم منتها متاسفانه برام هنوز حالت تابو داره!. در کل دوست داشتنی بود.به عنوان یه دختر شجاعتش رو دوست داشتم.
درسته کم وکاستی داشت ولی کل داستان برا کسی مثل من ک نگاه بدی بهشون دارمونظرموکمی عوض کرد داستانش خوب بود اینکه چقدر جنگید واذیت شد چقدر رنج برد